وليمه خوردن و داوري درست کردن، با هم جمع نمي شوندامام علی(ع)      
به‌روز شده در: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۳
پربیننده ترین
کد خبر: ۹۰۸۳
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۶



تولد

ابومحمد، شرف الدین ملقب به افصح المتکلمین، با تخلص سعدی از بزرگ‌ترین شاعران ایران است، که آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده خود روشن ساخت. وی در سال 606 ق در شیراز و در میان خاندانی که همه از عالمان دین بودند، چشم به جهان گشود. در اوان کودکی پدرخویش را از دست داد. در سایه حمایت‌های بزرگان خاندان به مکتب رفت و مقدمات علوم ادبی و دینی را در شیراز آموخت و پس برای تکمیل تحصیلات به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه آن شهر به تحصیل پرداخت.
سعدی بعد از اتمام تحصیلات، سی سال از بهترین سال‌های عمرش را به سیر و سفر گذراند و حاصل آن، جهانی از آگاهی‌های تازه و آزمودنی‌های پُربَها بود که سرمایه سخن او گشت.

سعدی، آموزگار تمامی قرون

فرهنگ پربرکت اسلامی، در سایه عنایات الهی و تعلیمات ارزنده نبوی، طی قرن‌های متمادی، بزرگانی را در دامن خود پرورده که چون خورشیدهای درخشان، در زمینه‌های گوناگون علم و ادب و هنر واخلاق، فضای انسانیت را نورافشان نموده‌اند. شیخ بزرگوار، سعدی شیرازی یکی از این بزرگان است که گذشته از جنبه‌های ظاهری نوشته‌های ارزنده وی، عطر جنبه‌های معنوی کلام او که حاوی بهترین راهنمایی‌های واقع گرایانه برای برخورداری از زندگی سعادتمندانه است، مشام جان عالمیان را خوشبو ساخته و به قیاس همین آثار است که سعدی را به حقیقت باید یک حکیم بزرگ اجتماعی دانست. ویژگی‌های ظاهری و معنوی کلام سعدی، طی چند قرن موجب دوام تسلط اندیشه او بر عقل و روان فارسی زبانان جهان گردیده است، به نحوی که باید او را معلّم و مربّی تمامی قرون و اعصار بنامیم.

سعدی و معرفت کردگار

ندای توحید و دعوت به شناخت حق تعالی و فراخواندن مخاطبان به بندگی و اطاعت کامل از پروردگار، از ویژگی کلام سعدی است. او همواره می‌کوشید که آثارش صحیفه معرفت و شناخت الهی و نمودار نشانه‌های حقّ تعالی باشد. سعدی در این راه، از روش قرآن کریم استفاده نموده و با توجه دادن مخاطبان به مظاهر شگفت‌انگیز هستی، نظم جهان آفرینش و هدفداری پدیده‌های خلقت، این رسالت ارزنده را انجام داده است. تسبیح کائنات و آمد و شد خورشید و پویایی و کارگری باد و ابر و باران، شکوه کوهساران و دریاها و درختان، مرغان نغمه خوان و... ، آرمان شعر سعدی را در شناخت خداوند تشکیل می‌دهد. وی همچنین به وظیفه اصلی انسان که بندگی و خلوص نیت و انجام اعمال نیک است، اشاره می‌کند.

معرفت در شعر سعدی

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است     دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش ازل بر در و دیوار وجود     هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح اند     نه همه مُسْتمعی فهم کند این اسرار
تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش     حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
که تواند که دهد میوه الوان از چوب     یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار
پاک و بی‌عیب خدایی که به تقدیر عزیز     ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار

گلستان سعدی

در نظر بسیاری از استادان ادبیات فارسی، درگذشته و حال زیباترین نثر فارسی در بیان مسایل اجتماعی و اخلاقی کتاب گلستان سعدی است که در عین شیوایی و رسایی، هیچ گونه کلام زایدی ندارد. به گفته جامی، شاعر نامدار ایرانی، آن را «نه گلستان، که روضه‌ای زبهشت» باید دانست. در این کتاب که تصویری از دنیای واقعیت‌هاست، چهره عاطفی و اخلاقی انسان‌ها، آن چنانکه هستند، در قالب داستان‌هایی دل نشین و مزیّن به آیات قرآنی و احادیث نبوی، همراه با اشعار فارسی، عربی و در نهایت بلاغت و شیوایی به نگارش در آمده است. خود سعدیِ شیرین سخن چه زیبا سروده است:
به چه کار آیدت ز گل طبقی            ز گلستان من ببر ورقی
          گل همین پنج روز و شش باشد             وین گلستان همیشه خوش باشد

بوستان سعدی

منظومه بوستان که زاده خیال و جهان آرمانی و مطلوب سعدی است، آکنده از نیکی، ایمان، پاکی و صفاست. در این گلزار، شاعر با گشودن ده باب به روی کسانی که قصد سیر و سیاحت در این فضای معنوی دارند، آنان را به شهر آرمانی‌ای رهبری می‌کند که در چشم انداز زیبای آن، انسان بر اوج قلّه آدمیت بر می‌آید و از هر چه پستی و نامردمی است، پاک می‌شود. برای مثال، یک جوانمرد که خود تنگ دست است، برای آنکه زندانی بینوایی را از بند طلبکار نجات دهد، ضامن او می‌شود. بعد او را فراری می‌دهد و خودش به جای او سال‌ها در زندان می‌ماند. سعدی در بوستان خویش می‌کوشد که هر چه زشتی و بدی را از عرصه این جهان بزداید و در همه جهان، جز نیکی و زیبایی چیزی باقی نگذارد. از دیدگاه وی، حتی ستمکاران از گرایش به نیکی خالی نیستند.

غزل‌های سعدی

سعدی بسیاری از اندیشه‌ها، باورها، عقاید و احساسات خود را در قالب غزل بیان کرده است و عواطف درونی خود را، صاف و صمیمی با خوانندگان در میان می‌گذارد. غزل‌های سعدی، حاکی از سوز و گُداز او در عشق است. عشق سعدی، هم به تمامی مخلوقات و هم به آفریدگان او اظهار می‌شود؛ چنانکه خود او می‌گوید:

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست    عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

درباره محتوای غزلیات سعدی می‌گویند: غزل‌های سعدی، وصف عشق و مستی و محبت است. از غزل‌های او برمی‌آید که او مرد عشق است... و تار و پُودِ وجودش با عشق بافته شده است. سخن بیرون از عشق را قیل و قال می‌خواند و عشق ورزی را هنر خود.

کسان عیب کنندم که عاشقی همه عمر    کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد

دکتر عبدالحسین زریّن‌کوب درباره عشق سعدی می‌گوید: عشق او در حقیقت اخلاق و تقواست، درد و سوز و گذشت و تسلیم است. چنان از خودپرستی به دور است که در آن، از عاشق و خواستِ او نشانی نیست. از اینجاست که هیچ چیز معنوی‌تر، اخلاقی‌تر و روحانی‌تر از عشق وی نمی‌توان جُست.

قطره‌ای از دریای پندهای سعدی

ثمرِ صبر

اگر بمانند کوه پایدار باشی و در برابر سیلِ حوادث سهمگین روزگاران، بسان کوه استوار بمانی، به شکوه و هیبت و عظمتی عظیم دست خواهی یافت.

اگر پای در دامن آری چو کوه     سرت ز آسمان بگذرد در شکوه

صورت یا سیرت

ای عزیز، برآن باش تا به سیرتی نیکو دست‌یابی؛ که راستی قامت را قدر و منزلتی نباشد، کافران و مُنکران خداوند نیز به ظاهر مانند ما باشند.

ره راست باید نه بالای راست     که کافر هم از روی صورت چو ماست

حفظ سِرّ

ای خردمند، راز دلِ خویش را همیشه نگاه دار و هیچگاه آن را فاش مساز؛ زیرا چون راز بر زبان آید و سِرّ فاش گردد، با هیچ بند و سلسله‌ای نمی‌توان آن را به زندان دل بازگردانید.

دلت ای خردمند، زندان راز     چو گفتی نیاید به زنجیر، باز

رسم ناجوانمردی

بدی را به بدی پاسخ دادن آسان است و راه و رسم ناجوانمردان. اگر از فتوّت و مردانگی بهره‌مندی، به آن که درباره تو بد کرد، احسان و محبّت نمای.

بدی را بدی سهل باشد جزا     اگر مردی اَحْسِن اِلی مَن أَساء

وفات

اُستاد سخن، سعدی، پس از سفری طولانی که حدود 34 سال به طول انجامید، به زادگاه خویش، شیراز بازگشت و با جهانی از دانش و تجربه، به راهنمایی مردم همّت گماشت. او در سال 691 ق، پس از عمری پربرکت، در زادگاه خویش به دیدار معشوق شتافت و زندگی جاودانه آغاز کرد. تا جهان بر پاست، دو گوهر نظم و نثر او چون خورشید روشنی بخش در آسمان ادب فروزنده می‌ماند.
چراغ عشق تا پایان عمر سعدی در دلش روشن بود و این خود بی‌شک احساس واقعی بود که می‌گفت:
ز خاکِ سعدی بیچاره بوی عشق آید     هزار سال پس ازمرگ او اگر بویی
منبع:سایت حوزه







مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر: